از تعلل دو ماهه به نوشتن

به عنوان یک فرد کمال‌گرا که دوست دارم همه‌چیز را بی‌نقص و در بهترین حالت انجام دهم، شاید مسخره به نظر برسد که برای پست اول وبلاگم – بعد از دو ماه قالب‌سازی و تغییر کدها – بدون هیچ برچسب، پیوند یا عنوان طلایی و بی‌نقص، شروع به نوشتن کنم. اما خب، دارم همین الان انجامش می‌دهم....

حقیقتاً بعد از خواندن چهار فصل کتاب استفان گایز درباره کمال‌گرایی، فکر نمی‌کنم حتی نزدیک هم شده باشم به چیزهایی که قرار است به من بیاموزد و تمرین کنم. ولی چیزی که خیلی برایم تأثیرگذار بود، دقیقاً جایی بود که درباره خوب یا بد بودن کمال‌گرایی توضیح می‌داد. بعد از اینکه به این نتیجه رسید که بد است – حتی مقدار کمش هم بد است – گفت: «ولی ما قرار است از جایی که هستیم شروع کنیم؛ پس الان، مقدار کم کمال‌گرایی خوب است»  و به ادامه مطالب پرداخت.

آره، فکر کنم همین که دیدم او از همان کتابش شروع کرده به نشان دادن نقص‌ها، شجاعتش به من هم سرایت کرد. البته این وبلاگ شخصی‌ام نیست؛ پس ممکن است برخی پست‌ها خیلی جذاب باشند و گاهی مثل الان، حوصله‌سربر.

درباره من

نوت‌بوک ، جایی‌ست که یادداشت‌های خام و شخصی در آن آمیخته می‌شوند؛ مطالبی که عمدتاً برای خالق‌شان نگاشته شده، نه برای چشم‌های کنجکاو دیگران. با این حال، سرک‌کشی به این دنیای نیمه‌خصوصی | از افکار دلی و علمی گرفته تا نکات پزشکی و اکتشافات روزمره | گاه وسوسه‌انگیز و الهام‌بخش است. وبلاگی برای نجواهای ذهن یک دانشجو، که شاید جرقه‌ای در دل خواننده بیفکند.