calendar_month 1405/1/28 | 15:38 visibility 23 بازدید
در دل روزهایی پرتلاطم، جایی که سایههای افسردگی پس از نبردی سخت، جای خود را به شور فعالیت و کمخوابیهای پربار سپرده بود، ناگهان طوفانی از بحثی گذرا برمیخواست. اما این بار، روحی آرامتر، از گرداب عصبانیت عبور میکرد؛ نه آن فرد مهم بود، نه آن جدال، بلکه فرصتی برای نگاهی عمیق به آینه وجود: انسانی شوخطبع، مودب، آکنده از نورهای مثبت، و سایههایی چون انتظار بیش از حد از دیگران، حساسیت و غرور. سالها بازبینی شکستهای ارتباطی، چون نقشهای برای کشف الگوهای تکراری، آشکار کرده بود که خوب و بد، نسبیاند و در بستر جامعه معنا مییابند , نه مطلق، بلکه سازگار با ارزشها و هنجارها.
calendar_month 1405/1/27 | 00:00 visibility 22 بازدید
بعد از چند ماه راکد ماندن، انگار به خودم آمدهام. جبرانی در کار نیست؛ شاید بتوان آن را «کاهش اثر منفی بلندمدت با اقدامات بیشتر در کوتاهمدت» نامید. مسخره شد، اما این هم نوعی پذیرش است.
امشب نباید بخوابم، ولی گفتم شاید بد نباشد مطلبی از کتاب «کتابخانه نیمهشب» نوشته مت هیگ را با شما به اشتراک بگذارم.
calendar_month 1405/1/26 | 15:29 visibility 42 بازدید
همیشه آرزو داشتم حرفهای ناگفتهام را جایی ثبت کنم. مدتی با کانالنویسی تلاش کردم این نیاز را برآورده کنم، اما بعد تصمیم گرفتم مخاطبان را فیلتر کنم و فقط با صمیمیها به اشتراک بگذارم. وبلاگنویسی را عاشقانه دوست داشتم، ولی فرصت یا شاید جراتش را پیدا نکردم. حالا فقط جایی میخواهم که برای خودم بنویسم؛ اگر کسی دید، دید و اگر نه، مشکلی نیست. کاش گزینهای بود...
calendar_month 1405/1/26 | 03:35 visibility 23 بازدید
دیروز فوقالعاده بود. حس میکنم ایدهام را بهصورت آزمایشی اجرا کردم و همانطور که انتظار داشتم، عالی پیش رفت. البته شب قبلش فکر میکردم دنیا به آخر رسیده و شبش هم رژیمم را شکستیم، اما در کل همهچیز خوب بود.
نمیدانم با این همه وقتتلفکنی، آیا میتوانم تا سر موعد کل پروژه را به پایان برسانم یا نه. دیگر برام اهمیتی ندارد؛ فقط هر آنچه در توانم هست را به کار میگیرم. اگر بیش از حد به این مسائل فکر کنم، نمیتوانم تمام تلاشم را بکنم و این منطقی نیست.
از کتاب تفکر سریع و آهسته، دانیل کانمن: «تحلیل بیش از حد، تصمیمگیری را فلج میکند؛ عمل کنید.»
calendar_month 1405/1/23 | 15:23 visibility 23 بازدید
پارسال شروع کردم به نت برداشتن از هر کتابی که میخوندم. حجم مطالعهام زیاد بود و از اینکه تمام نتبرداریها و حاشیهنویسیها رو فراموش کنم متنفر بودم! توقع داشتم کتابی رو که میخونم تمام و کمال تو ذهنم ذخیره بشه.